با افزايش تعداد دانش‌آموختگان دوره‌هاي كارشناسي ارشد و دكتري، همه ماهه تعداد زيادي مقاله برگرفته از پايان‌نامه‌ها به آدرس الكترونيكي يا به آدرس دفتر مجله ارسال مي شود تا در نوبت بررسي و انتشار قرار گيرند. در تعداد قابل توجهي از مقاله‌ها چند نشانه اوليه وجود دارد كه احتمال پذيرفته نشدن مقاله را افزايش مي دهد. در ادامه به چند مورد از اين نشانه ها اشاره مي شود:
الف) نويسنده براي اولين بار است كه با نام مجله آشنا شده است. براي مثال، در نامه پيوست مقاله نوشته شده است: «دانشنامه كتابداري و اطلاع رساني». در موردي اخير كه اعلام كردم مقاله دريافت شده ،چكيده انگليسي را نيز ارسال داريد، رايانامه‌اي دريافت كردم كه نشان مي‌داد مجله ديگري نيز براي مقاله اعلام وصول كرده است، اما نويسنده درمانده بود كه آيا آن اعلام وصول، همان اعلام وصول مجله كتابداري و اطلاع رساني است؟
ب) در ارسال مقاله تعجيل شده است. اين مورد با شماره‌گذاري نكردن صفحات مقاله مشخص مي شود.
پ) صفحات و جدولهاي بسيار زياد. مدتهاست اعلام شده است مقاله‌هاي بيشتر از 15 صفحه براي داوري ارسال نمي شود، اما مقاله‌هاي دريافتي اغلب بين 20 تا 40 صفحه هستند با تعداد زيادي جدول، گاه با همان شمارة داخل پايان‌نامه! نويسنده‌اي با تلفن اطلاع داد كه مقالة برگرفته از پايان نامه را مي‌خواهم به دفتر مجله بفرستم. پرسيدم چند صفحه است. پاسخ داد چهل صفحه، گفتم مقاله‌هاي بيشتر از 15 صفحه براي داوري ارسال نمي شود. پرسيد چه قسمتهايي را حذف كنم!
ت) در بسياري از موارد نام عضو هيئت علمي ( بدون اطلاع يا با اطلاع) بر روي مقاله نوشته شده است. مقاله اي با نام دو دانشجو دريافت شد و بررسي و رد گرديد. دوباره همان مقاله را با نام دانشجو و يك عضو هيئت علمي دريافت كردم. به نويسنده مقاله نوشتم: اين مقاله كه همان مقالة قبلي است. اعلام كرد: فكر كردم اگر نام استادم بر روي مقاله باشد، پذيرفته مي‌شود.
ث) قابل توجه‌ترين نكته، متن نامه همراه مقاله است كه بيش از هر چيز برضرورت فوري صدور تأييديه نشر براي ارائه به اين يا آن سازمان تأكيد دارد. در برخي از اين نامه‌ها نوعي تحكم براي صدور تأييد قابل لمس است. چنين پنداشته مي شود كه وظيفه آنها اتمام پايان نامه و وظيفه ما نشر متن ارسالي آنهاست. يكي از اين نامه ها مدتي پيش به دفتر مجله رسيد. متن نامه واقعا طلبكارانه بود. نوشتم: مدتي است ماشين صدور تائيديه مجله خراب شده است، اگر تمايل داريد منتظر بمانيد تا ماشين تعمير شود، اطلاع دهيد. با دوكلمه پاسخ داد: منتظر مي مانم.
ج) همراه نبودن چكيده انگليسي مقاله، هم براي كساني كه تا به حال براي مجله مقاله نفرستاده اند و هم كساني كه يك يا بيش از يك مقاله از آنها در مجله منتشر شده است. چنين استنباط مي شود كه اگر مقاله پذيرش گرفت، آنگاه بايد چكيده انگليسي ارسال شود. جالب است كه اغلب چكيده هاي انگليسي فاقد عنوان و نام مؤلف يا مؤلفان است. از همه مهم‌تر اينكه كلمات و در موارد بسياري جمله‌هاي مندرج در چكيده كمتر به ساختار زبان انگليسي شباهت دارد.
همين چند نشانه مي‌تواند تمايز اولية آشكاري را بين 48 مقاله اي كه در سال منتشر مي شود و بيش از حدود 300 مقاله اي كه پذيرفته نمي‌شود، نشان دهد. به يقين، پذيرفته نشدن بيش از 300 مقاله، بسياري از دانش‌آموختگان، اعضاي هيئت علمي و دوستان و آشنايان را ناراحت كند و شاهد گله هاي به حق و نا حق، آشكار يا نا آشكار شفاهي و كتبي آنها مي‌باشيم. به حق، از اين جهت كه مقاله ارزش نشر را دارد، اما چون قبلا درهمان موضوع چند مقاله در مجله منتشر شده است، موضوع جذابيت خود را براي خوانندگان از دست داده است؛ مانند مقاله‌هايي كه به سنجش سواد اطلاعاتي صرف در اين يا آن سازمان پرداخته اند. به ناحق از آن جهت كه مطلب مورد بحث در مقاله به شكل دانش عمومي درآمده است. مانند نشان دادن اينكه بيشترين افراد توافق دارند كه نام رشته تغيير كند. در يك مورد پاسخ منفي به اين نوع مقاله، نويسنده را عصباني و اعلام كرد كه مجله ديگري نيز به مقاله پاسخ رد داده است و متوقع نبوده كه از اين مجله كه هيئت تحريريه‌اي چنين و چنان دارد، نيز پاسخ رد بگيرد.
براي تداوم نشر مجله نويسندگان بايد منصف و ما بايد منصف و صبور باشيم. در عين حال، خرسنديم كه به دليل تعداد زياد مجله‌هاي علمي ـ پژوهشي در حوزة كتابداري، پاسخ «نه» به يك مقاله ، به معناي پاسخ «نه» ديگر مجله‌ها به همان مقاله نيست و فضا براي تعداد بسياري بيشتري مقاله در مقايسه با يكي دو سال پيش فراهم شده است. كم نبوده‌اند مقاله‌هايي كه براي نشر در مجله كتابداري و اطلاع‌رساني پذيرفته نشده‌اند، اما شاهد نشر آنها در مجله‌‌هاي ديگر بوده‌ايم. به‌گونه‌اي مشابه، ممكن است مقاله‌اي در مجله ديگر پذيرفته نشود، اما براي نشر در مجله كتابداري و اطلاع‌رساني در اولويت قرارگيرد. پذيرش نگاه‌هاي متفاوت در حوزه كتابداري، اصلي است كه كتابداران بيش از ديگر حرفه‌مندان بايد آن را باور داشته باشند.